محمد مهريار
342
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
معنى ندارد ، بر خلاف رسم خويش از آخر به اول كه برگرديم چون حرف « د » مبدل « ب » است ، بنابراين جزء دوم واژه « آب » است و مىدانيم كه واژهء « آب » در اول و آخر نام محل بسيار زياد در نامگذارى آمده است چون زهاب ، سياهاب ، گرماب و بسيارى ديگر . و اما جزء اول كلمه يعنى « خروش » همان صورت قديمتر خروس است . خروش در اوستايى به همين معنا مىآيد . از اين باب كه خروش برمىآورد و بسيارى از امكنه به اين نام ، نامبردار شده است ، خروزان ( خروسان قزوين ) ، خروساگنگ ( جيرفت ) ، خروسان ( اليگودرز ) ، خروسدره ( قزوين ) ، خروش ( جيرفت ) و امثال اينها . يك سبب نامگذارى خروش و خروس در ديهها از باب احترامى بوده است كه طوايف آريايى به خروس مىنهادهاند و آن را در خانهها موجب بركت و شگون مىدانستهاند و اين حالت تا همين اواخر در اصفهان و اكنون نيز در ديهها رايج است . پس از غربى شدن جامعهء ايرانى اين علاقه كم شده و جاى نهايت تأسف دارد . خزلان Xazal n خزلان ديهى است در دهستان حومهء نايين . به حكم اينكه در سال 1345 جمعيت آن را 63 نفر ذكر كردهاند « 1 » بايد آن را در اين ناحيه ديهى كموبيش معتبر بشناسيم . توضيح آنكه در دهستان حومهء نايين با همهء كثرت تعداد ( حدود 130 ده ) ، ديه معتبر و بزرگ در آن كم است و ديهى با اين تعداد جمعيت بايد بزرگ شمرده شود . توضيح ديگر اينكه دهستان نايين رو به زوال و نيستى مىرود . آب قناتها كم شده ، بسيارى از آنها بهكلى خشكيده است . حتى خود نايين كه نام آن از آب گرفته شده است . « 2 » امروز كه اين اوراق در دست تسويد است ( 1379 ) خود بهكلى آب ندارد و آب خوردن آن نيز از اصفهان با لوله فرستاده مىشود . ديههاى اطراف آن نيز به همان بلا مبتلا هستند و آن فاجعهء خطرناك هولانگيز كه من از مدتها پيش آن را مىبيوسيدم سيماى زشت و پليد خود را آشكار كرده است تا آنجا كه در بعضى ديهها قطرهاى آب نيست كه به كامى فرو ريزد . فردا چه خواهد شد بىشك از امروز بدتر است و طناب دار خشكسالى بر گردن مردم ايران بيشتر كشيده خواهد شد . به هر صورت با همهء خشكسالى و محنت اين ديه هنوز ساكنانى دارد تا
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 77 . ( 2 ) - ن . ك . به : همين نامواژه در همين كتاب .